بازگشت

sprig

/sprɪɡ/
noun (اسم)common
plural (جمع): sprigs
شاخه کوچکبرگچه

شاخه یا ساقه کوچک گیاه، معمولاً با برگ یا گل.

A small stem or twig of a plant, often with leaves or flowers.

«یک شاخه رزماری به غذا اضافه کن.»

Add a sprig of rosemary to the dish.

«او شاخه کوچکی از گل‌ها را در موهایش گذاشت.»

She wore a sprig of flowers in her hair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shootشاخه تازه

رایج. رشد کوچک تازه روی گیاه که شبیه شاخه کوچک است.

Common. Small new growth on a plant similar to a sprig.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000