stalactite

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stal·ac·tite/ˈstæləˌktaɪt/
noun (اسم)commonplural (جمع): stalactites

اسم — چکنده

چکندهسقفی غار

شکل معدنی که از سقف غار آویزان است و توسط آب‌های چکه‌کننده ساخته می‌شود.

A mineral formation hanging from the ceiling of caves, formed by dripping water depositing minerals.

«غار با چکنده‌های زیبا تزئین شده بود.»

The cave was decorated with beautiful stalactites.

«چکنده‌ها طی هزاران سال خیلی آهسته رشد می‌کنند.»

Stalactites grow very slowly over thousands of years.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000