بازگشت

stench

/stɛntʃ/
noun (اسم)common
بوی بدتعفن

بوی قوی و بدبو که ناراحت‌کننده است.

A strong, unpleasant smell.

«بوی بد زباله‌ها غیرقابل تحمل بود.»

The stench from the garbage was unbearable.

«او برای جلوگیری از بوی بد دماغش را پوشاند.»

He covered his nose to avoid the stench.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smellبو

کلمه‌ای عمومی برای بو؛ در تأکید بر بوی بد شدید قابل جایگزینی نیست.

Common. General term for odor, can be good or bad. Not interchangeable when emphasizing unpleasant strong odor.

odorبو

رسمی و خنثی، معمولاً در مباحث علمی.

Formal. Neutral term for smell, often used in scientific contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000