stimulated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stim·u·lat·ed/ˈstɪmjʊleɪtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): stimulatedpast participle (مفعولی): stimulated-ing (حال): stimulating3rd (سوم): stimulates

فعل — تحریک کردن

تحریک کردنانگیزه دادن

گذشته فعل 'stimulate'؛ تشویق به فعالیت یا افزایش عملکرد در چیزی.

Past tense of 'stimulate'; to encourage activity or increased function in something.

«دارو اشتهای بیمار را تحریک کرد.»

The drug stimulated the patient's appetite.

«برنامه باعث رشد اقتصادی شد.»

The program stimulated economic growth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activatedفعال شده

رایج. به فعال کردن یا شروع عملکرد اشاره دارد.

Common. To make something active or start functioning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000