بازگشت

sting

/stɪŋ/
stingto pierce or wound with a sharp point
1verb (فعل)common
past (گذشته): stungpast participle (مفعولی): stung-ing (حال): stinging3rd (سوم): stings
نیش زدنسوزش آوردن

ورود نوک تیز یک حشره یا شیء به پوست که معمولاً همراه با درد است.

To pierce the skin or body with a sharp, often painful, point typically by an insect.

«زنبور روی بازوی او نیش زد.»

The bee stung him on the arm.

«مواظب باش، اگر دست بزنی آن گیاه می‌زند.»

Be careful, that plant can sting if touched.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prickسوزن زدن

روزمره. معمولاً به سوراخ شدن سریع و سبک اشاره دارد. «سوزن انگشتم را نیش زد» صحیح است ولی «زنبور من را نیش زد» کمتر رایج است.

Everyday. Similar meaning but usually refers to a quick, light puncture. 'A needle pricked my finger' works, but 'The bee pricked me' is less common.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): stings
نیشزخم نیش

ضربه تیز و معمولاً دردناکی که از ناحیه نوک تیز حشره یا حیوانی ایجاد می‌شود.

A sharp, often painful wound made by the pointed organ of an insect or animal.

«او یک نیش تیز روی دستش احساس کرد.»

He felt a sharp sting on his hand.

«نیش عروس دریایی بسیار دردناک بود.»

The jellyfish's sting was very painful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
biteگاز گرفتن

روزمره. اشاره به بریدن یا گرفتن با دندان دارد، برخلاف نیش که با عضو نوک تیز است. «گاز سگ» درست است ولی «نیش سگ» نادرست است.

Everyday. Refers to using teeth to cut or grip, unlike sting which uses a sharp organ. 'Dog bite' works well, but not 'dog sting'.

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): stungpast participle (مفعولی): stung-ing (حال): stinging3rd (سوم): stings
آزار دادنرنجاندن

ایجاد درد یا ناراحتی عاطفی شدید و ناگهانی.

To cause a sharp emotional pain or discomfort.

«انتقاد او عمیقاً او را آزرد.»

Her criticism stung him deeply.

«وقتی مردم تلاش‌هایت را نادیده می‌گیرند، آزارت می‌دهد.»

It stings when people ignore your efforts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hurtزخمی کردن

روزمره. در بافت احساسی می‌تواند جایگزین sting شود اما شدت کمتری دارد؛ «کلماتش به او آسیب زد» درست است اما «او را سوزاند» قوی‌تر است.

Everyday. Can replace 'sting' in emotional contexts but less vivid; 'His words hurt her' works, 'stung her' is stronger.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000