stinkingly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stink·ing·ly/ˈstɪŋkɪŋli/
stinkto have a strong bad smell-ingpresent participle-lyadverb
adverb (قید)informaltype (نوع): manneradjective (صفت): stinkingposition (جایگاه): end

قید — به طرز بدبو

به طرز بدبو

به‌گونه‌ای که بوی بسیار بد دارد؛ به‌شدت بدبو.

In a manner that smells very bad; extremely foul.

«زباله‌ها به طرز بدبویی بو می‌دادند.»

The garbage smelled stinkingly awful.

«او به طرز بدبویی درباره غذای فاسد شوخی کرد.»

He joked stinkingly about the rotten food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000