بازگشت

stopper

stop·per/ˈstɒpər/
stopto halt or block-erone who does or something that does
1noun (اسم)common
plural (جمع): stoppers
درپوشمهرهسربند

ابزاری برای بستن یا مهر و موم کردن ظرف به‌طوری که محتویات نریزد یا بیرون نرود.

A device used to close or seal a container, preventing contents from leaking or spilling.

«بطری یک درپوش لاستیکی دارد که مایع را درون آن نگه می‌دارد.»

The bottle has a rubber stopper to keep the liquid inside.

«لطفاً درپوش را دوباره روی شیشه بگذار.»

Please put the stopper back on the jar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
capدرپوش

روزمره. به طور کلی با 'stopper' برای درب بطری قابل تعویض است اما 'cap' معمولاً به درپوش‌های پیچی یا فشاری اشاره دارد، در حالی که 'stopper' معمولاً معنی پلاگ یا چوب پنبه دارد.

Everyday. Generally interchangeable with 'stopper' when referring to bottle tops, but 'cap' often implies a screw or snap-on lid, while 'stopper' often means a plug or cork.

plugپلاگ، سرپوش

روزمره. زمانی که برای پوشاندن سوراخ‌ها برای جلوگیری از جریان استفاده می‌شود، معمولاً با 'stopper' قابل جایگزینی است، معمولا برای سینک یا بطری.

Everyday. Used interchangeably with 'stopper' when referring to items that plug holes to stop flow, commonly for sinks or bottles.

متضادها
2noun (اسم)technical
plural (جمع): stoppers
بازیکن دفاعیمهارکننده

بازیکنی در ورزش به ویژه بیسبال یا سافتبال که وظیفه‌اش جلوگیری از امتیازگیری تیم مقابل در دقایق پایانی است.

A player in sports, especially baseball or softball, who is relied on to prevent the opposing team from scoring late in the game.

«او بهترین مهارکننده تیم در دورهای پایانی است.»

He is the team's best stopper in the final innings.

«مهارکننده مانع امتیازگیری تیم مقابل شد.»

The stopper prevented the other team from scoring a run.

تفاوت با واژه‌های مشابه
closerبازیکن پایان‌دهنده

فنی/ورزشی. در بیسبال به بازیکنی گفته می‌شود که بازی را با حفظ نتیجه به پایان می‌رساند، نزدیک به معنای stopper اما همیشه یکسان نیست.

Technical/sports. Used specifically in baseball to describe a pitcher who finishes the game to preserve a lead, closely related but not always identical to 'stopper'.

defenderمدافع

روزمره. اصطلاح کلی‌تر برای بازیکنی که جلوی امتیاز را می‌گیرد، فقط در بافت‌های دفاعی گسترده جایگزین stopper می‌شود.

Everyday. More general term for a player who prevents scoring, interchangeable with 'stopper' only in broad defensive contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000