بازگشت

stopwatch

stop·watch/ˈstɒpwɒtʃ/
stopto ceasewatcha device for measuring time
noun (اسم)common
plural (جمع): stopwatches
کرنومترساعت کرنومتر

دستگاه کوچکی که مدت زمان دقیق رخداد را اندازه می‌گیرد.

A small device that measures the exact time elapsed during an event.

«او کرنومتر را برای مسابقه روشن کرد.»

He started the stopwatch for the race.

«کرنومتر دو دقیقه را نشان داد.»

The stopwatch showed two minutes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
timerتایمر

رایج. دستگاهی مشابه برای اندازه‌گیری مدت زمان.

Common. Similar device for measuring time intervals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000