بازگشت

straw

/strɔː/
strawdry stalks of cereal plants
1noun (اسم)common
کاهخیزران

ساقه‌های خشک و توخالی گیاهانی مثل گندم که پس از برداشت به جای می‌مانند و معمولا برای کف‌پوش یا بسته‌بندی استفاده می‌شوند.

The dry, hollow stems left after grain plants like wheat are harvested, often used as bedding or packaging material.

«کشاورز از کاه برای پوشاندن زمین انبار استفاده می‌کند.»

The farmer uses straw to cover the ground in the barn.

«او یک گلدان شکننده را در جعبه‌ای پر از کاه بسته‌بندی کرد.»

She packed the fragile vase in a box filled with straw.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hayکاه

رایج. علف خشک‌شده‌ای است که بیشتر به عنوان خوراک دام استفاده می‌شود، برخلاف کاه که بیشتر برای بستر یا بسته‌بندی است.

Common. Similar dried grass used mainly as animal feed, unlike straw which is more for bedding or packing.

2noun (اسم)common
plural (جمع): straws
نی نوشیدنینی پلاستیکی

لوله باریکی از پلاستیک یا کاغذ که برای مکیدن مایعات مثل نوشیدنی‌ها به کار می‌رود.

A thin tube made of plastic or paper used to suck liquids from a container, usually a drink.

«او نوشابه را از طریق یک نی راه‌راه خورد.»

He drank the soda through a striped straw.

«کافه نی‌های قابل تجزیه زیستی برای حفاظت از محیط‌ زیست ارائه می‌دهد.»

The café offers biodegradable straws to protect the environment.

3adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): strawersuperlative (عالی): strawest
رنگ کاهیزرد کم‌رنگ

رنگ زرد بسیار روشن که شبیه رنگ معمول ساقه‌های خشک کاه است.

Very pale yellow in color, similar to the typical color of dry straw stems.

«او یک لباس به رنگ کاهی برای مهمانی تابستانی پوشید.»

She wore a straw-colored dress to the summer party.

«دیوارها به رنگ نرم و کاهی نقاشی شدند تا اتاق روشن‌تر شود.»

The walls were painted a soft straw shade to brighten the room.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000