strip off
/strɪp ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — از تن درآوردن
از تن درآوردنکندن
لباس یا پوششی را سریع از تن یا روی چیزی درآوردن.
To take off clothes or a covering quickly.
«او کت خیسش را سریع درآورد.»
“He stripped off his wet coat.”
«او کاغذدیواری قدیمی را کند.»
“She stripped off the old wallpaper.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — لایه را جدا کردن
لایه را جدا کردنروکش را کندن
لایهای را از روی یک سطح برداشتن.
To remove a layer from a surface.
«کارگران رنگ آسیبدیده را از سطح جدا کردند.»
“The workers stripped off the damaged paint.”
«پیش از بازیافت شیشه، برچسبش را بکن.»
“Strip off the label before recycling the jar.”