بازگشت

succinct

suc·cinct/səkˈsɪŋkt/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more succinctsuperlative (عالی): most succinct
مختصر موجز

به صورت واضح و کوتاه و بدون کلمات غیرضروری بیان شده.

Expressed clearly and briefly without unnecessary words.

«لطفاً پاسخ‌هایتان را مختصر بیان کنید.»

Please keep your answers succinct.

«سخنرانی او مختصر و قدرتمند بود.»

Her speech was succinct and powerful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conciseمختصر

رسمی و رایج. تقریباً در توصیف بیان کوتاه و واضح قابل جایگزینی با «succinct» است.

Formal and common. Almost interchangeable with 'succinct' when describing brief and clear expression.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000