suck the mop

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈsʌk ðə ˈmɑp/
phrase (عبارت)dated

عبارت — بازنده ماندن

بازنده ماندندر موقعیت بدی گیر کردن

در موقعیتی نامطلوب یا بازنده باقی ماندن.

To be left in a disadvantaged or losing position.

«وقتی معامله به‌هم خورد، ما در موقعیت بدی ماندیم.»

When the deal failed, we were left to suck the mop.

«شرکت کوچک‌تر دوباره بازنده ماند.»

The smaller firm had to suck the mop again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000