supersensitive

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

su·per·sen·si·tive/ˌsuːpərˈsɛnsɪtɪv/
super-above, beyondsensitiveeasily affected or responsive
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more supersensitivesuperlative (عالی): most supersensitive

صفت — بسیار حساس

بسیار حساسفوق‌العاده حساس

بسیار حساس یا بیش از حد حساس، به‌ویژه نسبت به تحریکات یا احساسات.

Extremely or excessively sensitive, especially to stimuli or emotions.

«پوست او به آفتاب بسیار حساس است.»

His skin is supersensitive to sunlight.

«پس از مشاجره، او فوق‌العاده حساس شد.»

She became supersensitive after the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hypersensitiveبسیار حساس

رسمی. به معنی حساسیت شدید، اغلب بار منفی دارد.

Formal. Denotes extreme sensitivity, often negative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000