supraorbital

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

su·pra·or·bi·tal/ˌsuːprəˈɔːrbɪtl/
supra-aboveorbitalrelating to the eye socket
adjective (صفت)technical

صفت — فوق کاسه چشم

فوق کاسه چشم

قرار گرفته بالا یا روی حفره چشم.

Situated above the orbit of the eye.

«عصب فوق کاسه چشم احساسات بالای چشم‌ها را کنترل می‌کند.»

The supraorbital nerve controls sensations above the eyes.

«پس از آسیب در ناحیه فوق کاسه چشم درد داشت.»

He felt pain in the supraorbital region after the injury.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000