swathe

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sweɪð/
1noun (اسم)formalplural (جمع): swathes

اسم — نوار پهن

نوار پهنبخش وسیع

یک نوار پهن یا منطقه‌ای از چیزی، به ویژه زمین یا پارچه.

A broad strip or area of something, especially land or fabric.

«یک ناحیه پهن از درختان در کنار جاده بود.»

A swathe of trees lined the road.

«پارچه به نوارهای پهن بریده شد.»

The fabric was cut into swathes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bandنوار

متداول. اصطلاح کلی برای نوار باریک بلند، در بسیاری از موارد قابل تعویض است.

Common. General term for long narrow strip, interchangeable in many contexts.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): swathedpast participle (مفعولی): swathed-ing (حال): swathing3rd (سوم): swathes

فعل — بستن

بستنپیچیدن

چیزی را محکم با پارچه یا بانداژ پیچیدن یا بستن.

To wrap or bind something tightly with fabric or bandages.

«او زخم را با بانداژ بست.»

She swathed the wound with bandages.

«نوزاد در یک پتو نرم پیچیده شده بود.»

The baby was swathed in a soft blanket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrapپیچیدن

متداول. در بسیاری از موارد برای پوشاندن یا بستن قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in many contexts for covering or binding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000