swathe
اسم — نوار پهن
یک نوار پهن یا منطقهای از چیزی، به ویژه زمین یا پارچه.
A broad strip or area of something, especially land or fabric.
«یک ناحیه پهن از درختان در کنار جاده بود.»
“A swathe of trees lined the road.”
«پارچه به نوارهای پهن بریده شد.»
“The fabric was cut into swathes.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. اصطلاح کلی برای نوار باریک بلند، در بسیاری از موارد قابل تعویض است.
Common. General term for long narrow strip, interchangeable in many contexts.
فعل — بستن
چیزی را محکم با پارچه یا بانداژ پیچیدن یا بستن.
To wrap or bind something tightly with fabric or bandages.
«او زخم را با بانداژ بست.»
“She swathed the wound with bandages.”
«نوزاد در یک پتو نرم پیچیده شده بود.»
“The baby was swathed in a soft blanket.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. در بسیاری از موارد برای پوشاندن یا بستن قابل تعویض است.
Common. Interchangeable in many contexts for covering or binding.