sweltered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

swel·tered/ˈswɛltərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swelteredpast participle (مفعولی): sweltered-ing (حال): sweltering3rd (سوم): swelters

فعل — گرما را تحمل کردن

گرما را تحمل کردنعذاب گرما کشیدن

گرمای شدید را تجربه کردن یا احساس گرمای زیاد داشتن.

Experienced intense heat or felt very hot.

«آن‌ها در روز گرم تابستان عذاب گرما کشیدند.»

They sweltered during the hot summer day.

«زندانیان در سلول‌های شلوغ عذاب گرما کشیدند.»

The prisoners sweltered in the crowded cells.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000