swill
حریصانه و زیاد نوشیدن، معمولاً درباره حیوانات یا افراد که مایعات را بدون دقت مینوشند.
To drink greedily or in large quantities, often referring to animals or people consuming liquid messily.
«خوکها ظرف آب را پاک نوشیدند.»
“The pigs swilled the trough dry.”
«بعد از بازی، بچهها بطریهای نوشابه را سرکشیدند.»
“After the game, the kids swilled down bottles of soda.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. معنی مشابه برای نوشیدن سریع یا زیاد افراد، در مکالمات معمولی قابل جایگزینی است.
Informal. Similar meaning used for people drinking fast or excessively, often used interchangeably in casual contexts.
مایع بیکیفیت یا باقیمانده غذای مخلوط که به حیوانات داده میشود یا به شکل کثیف باقی میماند.
Low-quality liquid food or refuse fed to animals, or a messy mixture of liquid and food waste.
«کشاورز آش غذا را در ظرف خوک ریخت.»
“The farmer poured swill into the pig trough.”
«نباید به سگها آش باقیمانده غذای آشپزخانه داد.»
“Dogs should not be fed with kitchen swill.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. به غذای مرطوب یا ضایعات حیوانات اشاره دارد، بسیار نزدیک به معنای swill به عنوان اسم.
Informal. Refers to wet food or refuse for animals, very similar to 'swill' used as noun.