بازگشت

swill

/swɪl/
swillto drink greedily or low-quality liquid
1verb (فعل)informal
past (گذشته): swilledpast participle (مفعولی): swilled-ing (حال): swilling3rd (سوم): swills
شره کردنحریصانه نوشیدن

حریصانه و زیاد نوشیدن، معمولاً درباره حیوانات یا افراد که مایعات را بدون دقت می‌نوشند.

To drink greedily or in large quantities, often referring to animals or people consuming liquid messily.

«خوک‌ها ظرف آب را پاک نوشیدند.»

The pigs swilled the trough dry.

«بعد از بازی، بچه‌ها بطری‌های نوشابه را سرکشیدند.»

After the game, the kids swilled down bottles of soda.

تفاوت با واژه‌های مشابه
guzzleحریصانه خوردن

غیررسمی. معنی مشابه برای نوشیدن سریع یا زیاد افراد، در مکالمات معمولی قابل جایگزینی است.

Informal. Similar meaning used for people drinking fast or excessively, often used interchangeably in casual contexts.

متضادها
2noun (اسم)common
آش خوراکی حیواناتضایعات مایع

مایع بی‌کیفیت یا باقی‌مانده غذای مخلوط که به حیوانات داده می‌شود یا به شکل کثیف باقی می‌ماند.

Low-quality liquid food or refuse fed to animals, or a messy mixture of liquid and food waste.

«کشاورز آش غذا را در ظرف خوک ریخت.»

The farmer poured swill into the pig trough.

«نباید به سگ‌ها آش باقیمانده غذای آشپزخانه داد.»

Dogs should not be fed with kitchen swill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slopخمیر آبکی

غیررسمی. به غذای مرطوب یا ضایعات حیوانات اشاره دارد، بسیار نزدیک به معنای swill به عنوان اسم.

Informal. Refers to wet food or refuse for animals, very similar to 'swill' used as noun.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000