بازگشت

swollen

swol·len/ˈswoʊ.lən/
adjective (صفت)common
متورم

بزرگ شده در اندازه، معمولاً به خاطر آسیب یا التهاب.

Enlarged in size, typically due to injury or inflammation.

«مچ پای او بعد از سقوط متورم شد.»

His ankle was swollen after the fall.

«تورم غدد می‌تواند نشانه عفونت باشد.»

Swollen glands can indicate infection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inflamedمتورم شده

پزشکی/رسمی. نشان‌دهنده قرمزی و التهاب همراه با تورم است.

Medical/formal. Indicates redness and irritation along with swelling.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000