take a bath
/ˈteɪk ə ˈbæθ/
1phrase (عبارت)common
عبارت — حمام کردن
حمام کردنوان گرفتن
برای شستن بدن، در وانِ آب نشستن یا دراز کشیدن.
To wash one's body by sitting or lying in a bathtub of water.
«بچهها پیش از خواب حمام میکنند.»
“The children take a bath before bed.”
«برای آرام شدن حمام کردم.»
“I took a bath to relax.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — ضرر سنگین کردن
ضرر سنگین کردنزیان مالی دادن
دچار زیان مالی بزرگ شدن، بهویژه در سرمایهگذاری یا معامله.
To suffer a large financial loss, especially in an investment or business deal.
«وقتی قیمتها افت کرد، سرمایهگذاران ضرر سنگینی کردند.»
“Investors took a bath when prices fell.”
«شرکت در آن معامله زیان مالی بزرگی داد.»
“The company took a bath on that deal.”