take a walk

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/teɪk ə wɔk/
1phrase (عبارت)common

عبارت — پیاده‌روی کردن

پیاده‌روی کردنقدم زدن

برای ورزش یا تفریح پیاده‌روی کردن.

To go for a walk, usually for exercise or pleasure.

«بیایید بعد از شام پیاده‌روی کنیم.»

Let's take a walk after dinner.

«او هر صبح قدم می‌زند.»

She takes a walk every morning.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — گورت را گم کردن

گورت را گم کردنزدن به چاک

رفتن یا از جایی خارج شدن، اغلب به‌صورت دستوری یا از روی عصبانیت.

To leave, often as an unfriendly command or after becoming angry.

«اگر دوستش نداری، گورت را گم کن.»

If you dislike it, take a walk.

«او بعد از دعوا از آنجا رفت.»

He took a walk after the argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000