tallying

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tal·ly·ing/ˈtæliɪŋ/
tallyto count or keep score-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — شمارش

شمارشمحاسبه

عمل شمارش یا ثبت اعداد یا امتیازها.

The act of counting or recording numbers or scores.

«شمارش آرا چند ساعت طول کشید.»

Tallying the votes took several hours.

«او پس از بازی امتیازها را ثبت می‌کرد.»

She was tallying scores after the game.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000