بازگشت

tamper

tam·per/ˈtæmpər/
verb (فعل)common
past (گذشته): tamperedpast participle (مفعولی): tampered-ing (حال): tampering3rd (سوم): tampers
دستکاری کردنتغییر دادن بدون اجازه

دخالت و تغییر دادن چیزی به صورتی زیان‌آور یا بدون اجازه

To interfere with something in a harmful or unauthorized way

«با شواهد دستکاری نکن.»

Do not tamper with the evidence.

«کسی قبل از مسابقه با موتور دستکاری کرد.»

Someone tampered with the engine before the race.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interfereدخالت کردن

رایج. ورود به موضوعی بدون اجازه.

Common. To get involved in something not permitted.

meddleدخالت بی‌جای امور

غیررسمی. معنای منفی دخالت کردن.

Informal. Negative sense of interfering.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000