taro

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ta·ro/ˈtæroʊ/
noun (اسم)commonplural (جمع): taros

اسم — کاساوا

کاساواگیاه تاروگیاه نشاسته‌ای

گیاهی گرمسیری که برای غده نشاسته‌ای خوراکی آن کشت می‌شود.

A tropical plant grown for its edible starchy corm, used in cooking.

«ریشه تارو ماده رایج در غذاهای جزایر اقیانوس آرام است.»

Taro root is a common ingredient in Pacific Island dishes.

«او تارو را با شیر نارگیل پخت.»

She cooked taro with coconut milk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000