دستهای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.
دستهای برای انتخاب وجود ندارد.
Tim T / Unsplash
با ماده قیر سیاه پوشیده شده یا آغشته شده
covered or coated with tar
«جاده با قیر پوشانده شده و صاف بود.»
“The road was tarred and smooth.”UKUS
«آنها روی مسیر قیراندود راه رفتند.»
“They walked on the tarred path.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000