tartlet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tart·let/ˈtɑːrt.lɪt/
tarta small pie with a sweet or savory filling-letdiminutive suffix meaning small
noun (اسم)commonplural (جمع): tartlets

اسم — تارت کوچک

تارت کوچکپایچه

نوعی پای کوچک یا شیرینی که معمولاً با مواد شیرین پر شده است.

A small tart or pastry with a filling, usually sweet.

«برای دسر تارت‌های کوچک لیمویی خوشمزه پخت.»

She baked delicious lemon tartlets for dessert.

«کافه تارت‌های میوه‌ای کوچک با خامه تازه سرو می‌کند.»

The café serves fruit tartlets with fresh cream.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastryشیرینی

متداول. اصطلاح کلی برای شیرینی‌های پخته‌شده با خمیر، در برخی مواقع قابل جایگزینی اما 'tartlet' مخصوص تارت کوچک است.

Common. General term for baked goods with dough, interchangeable in some contexts but 'tartlet' is specifically small tart.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000