sour— ترش مزه (غذا یا میوه که مزه تند و اسیدی دارد اما نه لزوماً ناخوشایند، میتواند خوشمزه هم باشد.) این کلمه عمومیترین کلمه برای مزه ترش است و میتواند برای میوهها، غذاها و حتی حالت چهره استفاده شود. به طور کلی، هر چیزی که مزهای ترش و اسیدی دارد، را میتوان ترش نامید. این واژه میتواند به معنای خراب شدن شیر یا غذا هم به کار رود. 'Lemon is sour' (لیمو ترش است) works, 'Lemon is tart' (لیمو ترش است) also works, but 'tart' can imply a desired quality in food. 'The milk went sour.' (شیر ترش شد.) نیز کاربرد دارد. این کلمه روزمره است و برای میوهها، غذاها و حتی حالت چهره کاربرد دارد. برای اشاره به مزهای اسیدی که ممکن است ناخوشایند باشد استفاده میشود. 'She made a sour face.' (او قیافه ترشی گرفت.) نیز به کار میرود. 'The sour milk was spoiled.' (شیر ترش خراب شده بود.) در مورد یک طعم اسیدی که لزوماً ناخوشایند نیست و میتواند دلپذیر باشد، میتوان از 'tart' استفاده کرد. در کل، 'sour' وسیعتر است و 'tart' به نوع خاصی از ترشی دلپذیر اشاره دارد که معمولاً در میوهها یا شیرینیها وجود دارد. 'Sour' میتواند به معنای ناخوشایند یا تلخ هم باشد. اما 'tart' معمولاً به معنای ترشی دلپذیر و اشتها آور است. معمولاً در مورد میوهها و غذاها به کار میرود و اشاره به یک ترشی مطبوع و با طراوت دارد. به عنوان مثال: 'tart apple' (سیب ترش) یا 'tart lemon pie' (پای لیموی ترش). این کلمه روزمره است و در مورد میوهها و غذاها کاربرد دارد. 'This apple is too sour for me.' (این سیب برای من خیلی ترش است.) 'I love the tartness of cranberries.' (من ترشی زغال اخته را دوست دارم.) 'This candy is sour.' (این آبنبات ترش است.) 'The tart cherries made a delicious pie.' (گیلاسهای ترش یک پای خوشمزه ساختند.) این کلمه در مورد چیزهایی که مزه اسیدی و تند دارند، به کار میرود. همچنین میتواند به معنای تلخ یا ناخوشایند باشد. 'The tart flavor of the lemon was refreshing.' (طعم ترش لیمو طراوتبخش بود.) 'Her sour mood affected everyone.' (حالت ترشرویی او بر همه تاثیر گذاشت.) 'Tart' بیشتر برای توصیف یک ترشی مطلوب و دلپذیر استفاده میشود که به غذا طعم و تازگی خاصی میدهد. 'Sour' میتواند هم برای ترشی مطلوب و هم نامطلوب (مثل شیر ترش شده) به کار رود. 'Sour' میتواند به معنای ناخوشایند یا تلخ هم باشد. 'Tart' معمولاً به معنای ترشی دلپذیر و اشتها آور است. معمولاً در مورد میوهها و شیرینیها به کار میرود و اشاره به یک ترشی مطبوع و با طراوت دارد. 'Sour' اغلب در مورد طعمهای ترش و اسیدی قویتر یا ناخوشایندتر به کار میرود. 'Tart' بیشتر به ترشی مطلوب و دلچسب اشاره دارد. 'Sour' میتواند به معنای نامطبوع یا فاسد هم باشد. 'Tart' معمولاً برای توصیف یک طعم تند و اسیدی مطبوع در غذاها، میوهها و شیرینیها به کار میرود. 'Sour' میتواند به معنای تلخ و نامطبوع هم باشد.
(در مورد حرف، لحن یا رفتار) به شدت انتقادی یا کنایهآمیز؛ نیشدار.
(Of a remark, tone, or manner) sharply critical or sarcastic; cutting.
«او درباره تأخیرش حرف تندی زد.»
“She made a tart comment about his tardiness.”
«پاسخ تند او همه را شگفتزده کرد.»
“His tart reply surprised everyone.”
تفاوت با واژههای مشابه
sharp— تند (در مورد حرف یا لحن، به معنای انتقادی یا گزنده) این کلمه در مورد هوش و ذکاوت نیز به کار میرود. 'A sharp wit' (یک هوش تند). در مورد حرف، به معنای نیشدار و تند است و ممکن است به شخص دیگر آسیب برساند. 'A sharp remark' (یک حرف تند) میتواند هم به معنای گزنده و هم به معنای هوشمندانه باشد، اما 'tart remark' به طور خاص بر جنبه گزندگی و انتقادی تأکید دارد و معمولاً بار منفی دارد. 'Sharp' میتواند برای احساسات ناگهانی و شدید نیز استفاده شود. 'A sharp pain' (یک درد تند). 'A tart remark' specifically emphasizes the critical, often unpleasant, nature of the comment. این کلمه روزمره است و میتواند برای انتقاد، هوش و حتی درد به کار رود. 'She gave a sharp reply.' (او پاسخ تندی داد.) 'He has a sharp mind.' (او ذهنی هوشمند دارد.) 'I felt a sharp pain in my knee.' (در زانویم درد تندی حس کردم.) 'The tart comment left her speechless.' (توضیح تند او را لال کرد.)
sarcastic— کنایهآمیز (طعنهآمیز، همراه با تمسخر) این کلمه به استفاده از کنایه برای تمسخر یا ابراز تحقیر اشاره دارد و اغلب با نیت طنز همراه است، در حالی که 'tart' مستقیمتر است و کمتر جنبه طنز دارد. 'Her sarcastic tone was clear' (لحن کنایهآمیز او واضح بود) works. 'Her tart response lacked humor.' (پاسخ تند او فاقد طنز بود.) این کلمه روزمره است و برای لحن یا گفتار کنایهآمیز به کار میرود. 'He made a sarcastic remark about her new dress.' (او یک حرف کنایهآمیز درباره لباس جدیدش زد.) 'Her tart observation was not well-received.' (اظهار نظر تند او به خوبی پذیرفته نشد.)
نوعی شیرینی کوچک با مغز شیرین یا شور که معمولاً بدون رویه خمیری است.
A small open pastry with a sweet or savory filling, typically without a top crust.
«برای دسر یک تارت سیب خوشمزه خوردیم.»
“We had a delicious apple tart for dessert.”
«او یک تارت پنیر و پیاز شور پخت.»
“She baked a savory cheese and onion tart.”
تفاوت با واژههای مشابه
pie— پای (نوعی شیرینی بزرگتر که معمولاً با رویه خمیری پخته میشود) این کلمه یک دسته گستردهتر است که معمولاً بزرگتر است و اغلب دارای یک رویه خمیری است، در حالی که 'tart' معمولاً کوچکتر و بدون رویه است. 'Apple pie' (پای سیب) is common. 'Fruit tart' (تارت میوه) is also common. این کلمه روزمره است و برای انواع شیرینیهای پر شده با میوه، خامه یا مواد دیگر به کار میرود. 'We had apple pie for dessert.' (برای دسر پای سیب داشتیم.) 'I love a good strawberry tart.' (من یک تارت توت فرنگی خوب را دوست دارم.)
flan— فلان (نوعی تارت باز که اغلب با مغز کاستارد پر میشود) این کلمه رایج و خاص است. 'Flan' نوعی تارت باز است که اغلب با مغز کاستارد پر میشود و میتواند شیرین یا شور باشد. 'A custard flan' (یک فلان کاستارد) یک نوع خاص است، در حالی که 'tart' کلیتر است. این کلمه رایج است و برای تارتهایی با مغز کاستارد یا ژلهای به کار میرود. 'She made a delicious caramel flan.' (او یک فلان کارامل خوشمزه درست کرد.) 'The bakery sells small fruit tarts.' (نانوایی تارتهای میوه کوچک میفروشد.)
4noun (اسم)vulgar
این معنی کمتر رایج است
plural (جمع):tarts
زن هرزهفاحشه
(تحقیرآمیز، غیررسمی) زنی که از نظر جنسی بیبندوبار است.
(Derogatory, informal) A sexually promiscuous woman.
«او به او گفت زن هرزه، که کاملاً بیدلیل بود.»
“He called her a tart, which was completely unwarranted.”
«کلمه "تارت" اغلب به عنوان توهین استفاده میشود.»
“The word "tart" is often used as an insult.”
تفاوت با واژههای مشابه
hussy— زن پررو (زن بیبندوبار یا بیحیا، اما نه لزوماً با دلالت جنسی) این کلمه قدیمی و غیررسمی است و برای زنی که گستاخانه یا غیراخلاقی رفتار میکند استفاده میشود، اما معمولاً تأکید کمتری بر بیبندوباری جنسی نسبت به 'tart' دارد. 'She's a little hussy!' (او یک زن پرروی کوچک است!) برای یک دختر شیطون به کار میرود. 'Tart' مستقیماً توهینآمیزتر است و به رفتار جنسی اشاره دارد. این کلمه قدیمی/غیررسمی است و برای توصیف زنی که بیادبانه یا بیاخلاقانه رفتار میکند به کار میرود. 'Don't be such a hussy!' (اینقدر پررو نباش!) 'He called her a tart, which was completely out of line.' (او به او یک زن هرزه گفت، که کاملاً بیادبانه بود.)
slut— فاحشه (کلمه بسیار توهینآمیز و رکیک برای زن بیبندوبار) این کلمه بسیار خشنتر، به شدت توهینآمیز و صریحتر برای یک زن بیبندوبار جنسی است. 'Tart' توهینآمیز است اما به طور کلی کمتر از 'slut' شدید در نظر گرفته میشود. این کلمه وقیحانه است و برای توصیف یک زن بیبندوبار جنسی به کار میرود. 'Using such language is inappropriate.' (استفاده از چنین زبانی نامناسب است.) 'She was offended by his tart remark.' (او از حرف تند او دلخور شد.)