بازگشت

taunt

/tɔːnt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): tauntedpast participle (مفعولی): taunted-ing (حال): taunting3rd (سوم): taunts
آزار دادناستهزا کردن

با حرف‌های تحقیرآمیز تحریک یا به مبارزه طلبیدن کسی.

To provoke or challenge someone with insulting remarks.

«او در جریان مسابقه حریفش را مسخره کرد.»

He taunted his opponent during the match.

«بچه‌ها به پسر تازه وارد در مدرسه تمسخر کردند.»

The children taunted the new boy at school.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mockمسخره کردن

رایج. معنایی مشابه ولی گاهی کمتر تهاجمی از taunt دارد.

Common. Similar meaning but can be less aggressive than taunt.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): taunts
طعنهتحقیر

اظهار تحقیرآمیز برای تحریک کسی.

An insulting remark made to provoke someone.

«طعنه‌ها احساسات او را آزرد.»

The taunts hurt his feelings.

«او طعنه‌های همکلاسی‌هایش را نادیده گرفت.»

She ignored the taunts from her classmates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insultتوهین

رایج. کلمه یا کاری که به منظور توهین یا آزار انجام می‌شود.

Common. A word or action meant to offend or hurt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000