بازگشت

teeter

teet·er/ˈtiːtər/
verb (فعل)common
past (گذشته): teeteredpast participle (مفعولی): teetered-ing (حال): teetering3rd (سوم): teeters
تلوتلو خوردنتکان خوردن

حرکت ناپایدار یا تکان خوردن طوری که انگار در آستانه افتادن است.

To move unsteadily or wobble as if about to fall.

«او روی لبه پشت‌بام تلوتلو خورد.»

He teetered on the edge of the roof.

«توده کتاب‌ها شروع به تکان خوردن کرد.»

The pile of books began to teeter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wobbleتکان‌خوردن

رایج. به معنی حرکت ناپایدار به طرفین است، بسیار نزدیک به teeter.

Common. Means move unsteadily side to side, very close in meaning to teeter.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000