بازگشت

tell the truth

/tɛl ðə truːθ/
tellto say or speakthedefinite articletruththe real fact or reality
phrase (عبارت)common
راست را گفتنحقیقت را گفتن

صادقانه صحبت کردن درباره موضوعی؛ گفتن حقیقت به طور کامل.

To speak honestly about something; to say what is true.

«لطفاً درباره اتفاقی که افتاده است، حقیقت را بگو.»

Please tell the truth about what happened.

«او بالاخره حقیقت را به والدینش گفت.»

He finally told the truth to his parents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confessاعتراف کردن

رسمی/معمول. بیشتر وقتی برای اعتراف به اشتباه به کار می‌رود؛ می‌تواند جایگزین باشد اما معمولاً بار گناه‌آلودگی دارد.

Formal/common. Often used when admitting wrongdoing; can replace 'tell the truth' but often implies guilt, e.g. 'She confessed to the crime.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000