بازگشت

confess

con·fess/kənˈfes/
verb (فعل)common
past (گذشته): confessedpast participle (مفعولی): confessed-ing (حال): confessing3rd (سوم): confesses
اعتراف کردنفاش کردن

پذیرفتن یا بیان اینکه کاری نادرست یا غیرقانونی انجام داده‌اید.

To admit or state that one has done something wrong or illegal.

«او اعتراف کرد که گلدان را شکسته است.»

He confessed to breaking the vase.

«عشقش را به او ابراز کرد.»

She confessed her love for him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
admitاقرار کردن

رایج. وقتی پذیرفتن حقیقت یا گناه است جایگزین confess می‌شود، در برخی موارد رسمی‌تر نیست.

Common. Can replace 'confess' when accepting a fact or guilt, less formal in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000