بازگشت

thankless

thank·less/ˈθæŋkləs/
thankexpress gratitude-lesswithout
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): thanklessersuperlative (عالی): thanklessest
ناشکربی‌قدردانی

حسی از قدردانی نداشتن؛ قدردان نبودن.

Not feeling or showing gratitude; unappreciated.

«کاری بود که کسی از آن قدردانی نمی‌کرد اما او انجامش داد.»

It was a thankless task but he did it.

«بعد از کمک کردن احساس ناشکری کرد.»

She felt thankless after helping.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unappreciatedبی‌قدردانی

رایج. در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000