بازگشت

thawing

thaw·ing/ˈθɔːɪŋ/
noun (اسم)common
ذوب شدنآب شدن یخ

فرآیند ذوب شدن یخ یا چیزهای یخ‌زده به حالت مایع.

The process of ice or frozen things melting or warming up to become liquid.

«ذوب شدن برف دو روز طول کشید.»

The thawing of the snow took two days.

«ذوب کردن گوشت قبل از پخت مهم است.»

Thawing meat before cooking is important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meltingذوب شدن

رایج. مشابه thawing اما thawing بیشتر حالت تدریجی گرم شدن است.

Common. Often synonymous with thawing but thawing implies gradual warming from frozen.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000