theorizes

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

the·o·rizes/ˈθɪəˌraɪzɪz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): theorizedpast participle (مفعولی): theorized-ing (حال): theorizing3rd (سوم): theorizes

فعل — نظریه‌پردازی می‌کند

نظریه‌پردازی می‌کندفرض می‌کند

فرمول‌بندی یا ارائه نظریه یا توضیحی

Formulates or proposes a theory or explanation

«او نظریه‌پردازی می‌کند که تغییرات آب و هوایی الگوهای جوی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

He theorizes that climate change affects weather patterns.

«محققان درباره علت‌های بیماری نظریه‌پردازی می‌کنند.»

Researchers theorize about the causes of disease.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hypothesizesفرضیه‌سازی می‌کند

رسمی/فنی است؛ بیشتر قبل از آزمون فرضیه است.

Formal/technical. Similar, but ‘hypothesize’ often precedes testing, while ‘theorize’ is broader. Not fully interchangeable in all contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000