بازگشت

refutes

re·futes/rɪˈfjuːts/
re-again / backfutto pour / to deny-esthird person singular present tense suffix
verb (فعل)common
past (گذشته): refutedpast participle (مفعولی): refuted-ing (حال): refuting3rd (سوم): refutes
رد می‌کندتکذیب می‌کندابطال می‌کند

با استدلال و شواهد نشان می‌دهد که یک گزاره یا نظریه اشتباه یا نادرست است.

Proves a statement or theory to be wrong or false.

«داده‌های جدید یافته‌های قبلی را رد می‌کند.»

The new data refutes the previous findings.

«او هر اتهامی را که علیه او مطرح می‌شود، رد می‌کند.»

He refutes every accusation made against him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disprovesبی‌اعتبار می‌کند

متداول. از نظر معنی بسیار شبیه 'refutes' است و اغلب می‌توانند به جای یکدیگر استفاده شوند، اما 'disproves' ممکن است طیف وسیع‌تری از روش‌ها برای نادرست نشان دادن چیزی را شامل شود، از جمله فقدان شواهد، در حالی که 'refutes' اغلب به استدلال متقابل مستقیم اشاره دارد. 'شواهد جدید نظریه قدیمی را رد می‌کند.' 'او استدلال‌های او را نکته به نکته رد می‌کند.'

Common. Very similar in meaning and often interchangeable with 'refutes', but 'disproves' might imply a broader range of methods to show something is false, including lack of evidence, while 'refutes' often implies direct counter-argumentation. 'New evidence disproves the old theory.' 'He refutes her arguments point by point.'

contradictsنقض می‌کند

متداول. به معنای این است که یک گزاره یا واقعیت در تضاد با دیگری است، نه اینکه فعالانه آن را نادرست ثابت کند. در حالی که تناقض می‌تواند بخشی از رد کردن باشد، همیشه شامل اثبات کامل نادرستی نیست. 'اعمال او با گفته‌هایش در تضاد است.' 'تحقیقات او یافته‌های مطالعه قبلی را نقض می‌کند.'

Common. Implies a statement or fact is contrary to another, rather than actively proving it false. While contradicting can be part of refuting, it doesn't always involve a full proof of falsehood. 'His actions contradict his words.' 'Her research contradicts the findings of the previous study.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000