بازگشت

therapy

ther·a·py/ˈθɛrəpi/
noun (اسم)common
درمانمعالجه

درمانی که هدف آن بهبود یا تسکین بیماری یا اختلال است.

Treatment intended to heal or relieve a disorder or illness.

«او هر هفته به جلسات درمانی می‌رود.»

She goes to therapy sessions every week.

«درمان به بهبود او از آسیب کمک کرد.»

Therapy helped him recover from the injury.

تفاوت با واژه‌های مشابه
treatmentدرمان

رایج. اصطلاح کلی برای مراقبت پزشکی؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی.

Common. General term for medical care; interchangeable in many contexts.

cureمعالجه

رسمی. به معنی درمان کامل؛ درمان ممکن است به طور کامل بیماری را رفع نکند.

Formal. Implies complete healing; therapy may or may not fully cure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000