thereunto

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

there·un·to/ˌðɛərˈʌntuː/
there-to that place or thing-untoindicating direction or object
adverb (قید)archaictype (نوع): placeposition (جایگاه): end

قید — به آن

به آنبدان

به آن، به سمت آن.

To that; to it.

«او امضای خود را به آن پیوست کرد.»

He affixed his signature thereunto.

«این بند به ماده اصلی و تمام موارد مربوط به آن اشاره دارد.»

This clause refers to the main article and all matters pertaining thereunto.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000