بازگشت

thwart

/θwɔːrt/
verb (فعل)formal
past (گذشته): thwartedpast participle (مفعولی): thwarted-ing (حال): thwarting3rd (سوم): thwarts
مانع شدنسد کردن

جلوگیری از انجام کاری توسط کسی یا به‌طور موفقیت‌آمیز مخالفت کردن با آن.

To prevent someone from accomplishing something or to oppose successfully.

«پلیس تلاش سرقت را ناکام گذاشت.»

The police thwarted the robbery attempt.

«تلاش‌های او به‌دلیل نبود حمایت بی‌نتیجه ماند.»

Her efforts were thwarted by the lack of support.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foilخنثی کردن

رسمی. یعنی جلوگیری از موفقیت یک برنامه یا عمل که در بسیاری از مواقع با thwart قابل تعویض است.

Formal. Means to prevent a plan or action from succeeding, interchangeable with thwart in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000