tightly controlled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tight·ly con·trolled/ˈtaɪtli kənˈtroʊld/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more tightly controlledsuperlative (عالی): most tightly controlled

صفت — به‌شدت کنترل‌شده

به‌شدت کنترل‌شدهتحت نظارت سختگیرانه

با محدودیت‌های سخت و نظارت دقیق اداره یا مهار شده است.

Managed with strict limits and close supervision.

«آزمایش به‌شدت کنترل‌شده بود.»

The experiment was tightly controlled.

«دسترسی به ساختمان به‌سختی کنترل می‌شود.»

Access to the building is tightly controlled.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000