بازگشت

toss

/tɒs/
1verb (فعل)common
past (گذشته): tossedpast participle (مفعولی): tossed-ing (حال): tossing3rd (سوم): tosses
پرتاب کردنانداختن

به آرامی یا بدون دقت پرتاب کردن چیزی.

To throw something lightly or casually.

«او کلیدها را به من پرت کرد.»

He tossed the keys to me.

«او سکه را برای تصمیم گرفتن انداخت.»

She tossed the coin to decide.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throwپرتاب کردن

اصطلاح کلی برای پرتاب چیزی در هوا؛ toss اشاره به پرتاب سبک‌تر یا غیررسمی دارد.

General term for sending something through the air; 'toss' implies a lighter or casual throw.

flipرها کردن

اغلب به پرتاب سریع و سبک اشاره دارد که باعث چرخش یا برگرداندن جسم می‌شود.

Often implies a quick, light throw, sometimes causing an object to spin or turn over.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): tosses
پرتابانداختن

عمل پرتاب سبک یا غیررسمی چیزی.

An act of throwing something lightly or casually.

«او یک پرتاب سریع توپ انجام داد.»

She made a quick toss of the ball.

«او با یک پرتاب عالی بازی را برد.»

He won the game with a perfect toss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000