trials

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tri·als/ˈtraɪəlz/
noun (اسم)commonplural (جمع): trials

اسم — دادگاه

دادگاهمحاکمه

بررسی رسمی مدارک در دادگاه برای تعیین جرم یا بی‌گناهی

Official examinations of evidence in court to decide guilt or innocence

«محاکمه دو هفته طول کشید.»

The trial lasted two weeks.

«او پس از یک محاکمه عادلانه تبرئه شد.»

He was acquitted after a fair trial.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000