trifle
مقدار کم یا موضوعی کماهمیت
a small amount or something of little importance
«این فقط یک چیز ناچیز بود؛ نگران نباش.»
“It was just a trifle; don’t worry about it.”
«او این مسئله را کماهمیت میداند.»
“He treats the problem as a trifle.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. شیء کوچک و اغلب تزئینی؛ وقتی به معنی چیز کوچک باشد جایگزین trifle میشود.
Informal. Small, often decorative object; can replace trifle when meaning small thing.
رسمی. موضوع بیاهمیت؛ هممعنی وقتی درباره کم اهمیت بودن حرف میزنیم.
Formal. Something unimportant; synonym when referring to lack of importance.
متضادها
نوعی دسر با لایههایی از کیک، میوه و کاسترد
a dessert made of layers of cake, fruit, and custard
«او دسر تریفل خوشمزهای سرو کرد.»
“She served a delicious trifle for dessert.”
«دسر تریفل لایههایی از توت فرنگی و خامه داشت.»
“The trifle had layers of strawberries and cream.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. خوراکی شیرین پایانی وعده؛ تریفل نوع خاص آن است.
Common. General sweet course after meal; trifle is a specific type.