بازگشت

trifle

tri·fle/ˈtraɪfəl/
1noun (اسم)common
چیز کم‌ارزشمقدار ناچیز

مقدار کم یا موضوعی کم‌اهمیت

a small amount or something of little importance

«این فقط یک چیز ناچیز بود؛ نگران نباش.»

It was just a trifle; don’t worry about it.

«او این مسئله را کم‌اهمیت می‌داند.»

He treats the problem as a trifle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trinketچیز کم‌ارزش

غیررسمی. شیء کوچک و اغلب تزئینی؛ وقتی به معنی چیز کوچک باشد جایگزین trifle می‌شود.

Informal. Small, often decorative object; can replace trifle when meaning small thing.

trivialityمسئله جزئی

رسمی. موضوع بی‌اهمیت؛ هم‌معنی وقتی درباره کم اهمیت بودن حرف می‌زنیم.

Formal. Something unimportant; synonym when referring to lack of importance.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): trifles
دسر تریفل

نوعی دسر با لایه‌هایی از کیک، میوه و کاسترد

a dessert made of layers of cake, fruit, and custard

«او دسر تریفل خوشمزه‌ای سرو کرد.»

She served a delicious trifle for dessert.

«دسر تریفل لایه‌هایی از توت فرنگی و خامه داشت.»

The trifle had layers of strawberries and cream.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dessertدسر

رایج. خوراکی شیرین پایانی وعده؛ تریفل نوع خاص آن است.

Common. General sweet course after meal; trifle is a specific type.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000