unbought

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·bought/ʌnˈbɔːt/
un-negation / notboughtpast participle of buy, meaning purchased
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unboughtsuperlative (عالی): most unbought

صفت — نخریده

نخریدهرایگان

خریداری نشده؛ رایگان یا بدون پرداخت به‌دست آمده.

Not having been purchased; free or not acquired by payment.

«یک نسخه نخریده از کتاب دارم.»

I have an unbought copy of the book.

«زمین سال‌ها نخریده باقی ماند.»

The land remained unbought for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freeرایگان

رایج. مشابه معنا ولی محدود به خرید نیست.

Common. Similar meaning, but free can also mean 'no cost' beyond purchase context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000