undeserving

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·de·serv·ing/ʌndɪˈzɜːrvɪŋ/
un-negationdeserveto merit-ingadjective forming
adjective (صفت)common

صفت — ناشایست

ناشایستنامستحق

شایسته چیزی، معمولا تعریف یا پاداش، نبودن.

Not worthy of something, usually praise or reward.

«او شایسته چنین انتقاد شدیدی نبود.»

He was undeserving of such harsh criticism.

«جایزه به فرد شایسته رسید، نه کسی که شایسته نبود.»

The award went to a deserving candidate, not an undeserving one.

تفاوت با واژه‌های مشابه
undeservingناشایست

متداول. برای نشان دادن عدم شایستگی استفاده می‌شود.

Common. Used to indicate lack of merit or worthiness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000