بازگشت

undock

un·dock/ˌʌnˈdɒk/
un-reverse or removedockto attach or bring alongside
verb (فعل)technical
past (گذشته): undockedpast participle (مفعولی): undocked-ing (حال): undocking3rd (سوم): undocks
از اسکله جدا شدنرها کردن کشتی

رهایی کشتی، فضاپیما یا قایق از اسکله یا جایگاه آن؛ جدا شدن از اسکله.

To release a ship, spacecraft, or boat from a dock or berth; to undock.

«فضاپیما از ایستگاه جدا شد و به مدار رفت.»

The spaceship undocked and floated into orbit.

«قایق صبح زود از اسکله جدا شد.»

The boat undocked early in the morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
releaseرهایی دادن

رایج. در برخی زمینه‌های دریایی قابل جایگزینی است اما کلی‌تر است.

Common. Can replace 'undock' in some naval contexts but more general term.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000