unharried

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·har·ried/ˌʌnˈhærid/
un-negation / notharrieddisturbed, pressured, or harassed
adjective (صفت)formal

صفت — بی‌استرس

بی‌استرسآرام

احساس فشار، عجله یا استرس نداشتن.

Not feeling pressured, rushed, or stressed.

«بعد از تعطیلات، احساس آرامش و بی‌استرسی کرد.»

After the holiday, she felt unharried and relaxed.

«او با سرعتی بدون استرس کار کرد.»

He worked at an unharried pace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmآرام

رایج. به معنی آرام و بی‌تنش، بسیار نزدیک به معنای unharried.

Common. Means peaceful and relaxed, very close in meaning.

untroubledبی‌‌آزار

رسمی. به معنی نگران یا مضطرب نبودن، مترادف نزدیک است.

Formal. Means not worried or distressed, close synonym.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000