بازگشت

unlawfully

un·law·ful·ly/ʌnˈlɔːfəli/
un-not / negationlawfulin accordance with the law-lyin a specified manner
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): unlawfulposition (جایگاه): middle
به طور غیرقانونیبرخلاف قانونغیرقانونی

به روشی که از نظر قانون ممنوع یا غیرمجاز است؛ به صورت غیرقانونی.

In a manner that is not allowed or permitted by law; illegally.

«او به نگهداری غیرقانونی سلاح متهم شد.»

He was accused of unlawfully possessing a weapon.

«شرکت به طور غیرقانونی زباله را در رودخانه ریخت.»

The company unlawfully dumped waste into the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
illegallyغیرقانونی

رایج. در اکثر موارد کاملاً با 'unlawfully' قابل جایگزینی است. 'او به طور غیرقانونی دستگیر شد' همان معنی 'او به طور برخلاف قانون دستگیر شد' را دارد.

Common. Completely interchangeable with 'unlawfully' in most contexts. 'He was illegally arrested' means the same as 'He was unlawfully arrested'.

illicitlyممنوعه

رسمی/کمتر رایج. اغلب به معنای چیزی که توسط قوانین یا آداب و رسوم ممنوع است، نه فقط قانون رسمی، اما می‌تواند در زمینه‌های قانونی جایگزین شود. 'کالاهای ممنوعه به دست آمده' خوب عمل می‌کند.

Formal/less common. Often implies something forbidden by rules or customs, not just formal law, but can be used interchangeably in legal contexts. 'Illicitly obtained goods' works well.

wrongfullyبه ناحق

رایج. به معنای بی‌عدالتی اخلاقی یا اشتباه است، نه همیشه قانونی بودن محض، اما می‌تواند با آن همپوشانی داشته باشد. 'متهم به ناحق' بر بی‌عدالتی تمرکز دارد، در حالی که 'بازداشت غیرقانونی' درباره نقض قانون است.

Common. Implies a moral injustice or a mistake, not always strict legality, but can overlap. 'Wrongfully accused' focuses on the injustice, while 'unlawfully detained' is about the legal breach.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000