unneeded

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·need·ed/ʌnˈniːdɪd/
un-negation / notneededrequired or necessary
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unneededsuperlative (عالی): most unneeded

صفت — غیر ضروری

غیر ضروریبی‌نیاز

مورد نیاز یا ضروری نیست.

Not required or necessary.

«تجهیزات اضافی غیرضروری بودند.»

The extra supplies were unneeded.

«او یک وسیله بی‌نیاز خرید.»

He bought an unneeded gadget.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unnecessaryبی‌ضرورت

رایج. در اغلب زمینه‌ها کاملاً قابل جایگزینی با unneeded است.

Common. Fully interchangeable with 'unneeded' in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000