بازگشت

unpick

un·pick/ʌnˈpɪk/
un-reverse actionpickto remove or choose
verb (فعل)common
past (گذشته): unpickedpast participle (مفعولی): unpicked-ing (حال): unpicking3rd (سوم): unpicks
بازکردن دوختجدا کردن

بازکردن یا جدا کردن با دقت، معمولاً دوخت.

To undo stitches or to take apart carefully.

«او درز را با دقت باز کرد.»

She unpicked the seam carefully.

«باید اشتباه‌ها را در این ژاکت باز کنم.»

I need to unpick the mistakes in this sweater.

تفاوت با واژه‌های مشابه
undoباز کردن

رایج. هنگام بازکردن دوخت یا مونتاژ قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to reversing sewing or assembly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000