بازگشت

unshoe

un·shoe/ˌʌnˈʃuː/
un-reverse action / removeshoea covering for the foot
verb (فعل)formal
کفش یا نعل پای اسب را باز کردنبرداشتن کفش

برداشتن کفش یا نعل از پای حیوان، معمولاً اسب.

To remove a horseshoe or shoe from an animal's hoof or foot.

«کفش‌ساز نعل اسب را قبل از معاینه دامپزشک برمی‌دارد.»

The farrier will unshoe the horse before the vet checks it.

«لطفاً کفش خرما را با دقت بردارید تا آسیب نبیند.»

Please unshoe the mule carefully to avoid injury.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000