untrimmed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·trimmed/ˌʌnˈtrɪmd/
un-negation / nottrimmedcut or made neat
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more untrimmedsuperlative (عالی): most untrimmed

صفت — بی‌پیرایش

بی‌پیرایشنامرتب

نپیرایش‌داده شده، به شکل طبیعی یا نامرتب باقی مانده.

Not cut, shaped, or made neat; left in a natural or rough condition.

«او از میان بوته‌های بی‌پیرایش عبور کرد.»

He walked through the untrimmed bushes.

«او لبه‌های بی‌پیرایش عکس را نگه داشت.»

She kept the untrimmed edges of the photo.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughزبر، خشن

رایج. به معنای نامرتب یا ناصاف، در این جا نزدیک است.

Common. Means not neat or smooth, close in this context.

untidyنامرتب

رایج. به معنی آشفته یا بی‌نظم، معنای مشابه.

Common. Means messy or disorderly, similar meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000